گلشيد و مامان

روزانه هاي مامان و گلشيد

بهترين روزها رو برات آرزو دارم كوچولوي نازنينممحبت

 

[ سه شنبه 16 شهريور 1395 ] [ 13:37 ] [ ماماني ]

[ ]

[ سه شنبه 9 شهريور 1395 ] [ 8:41 ] [ ماماني ]

[ ]

چند روز پيش با فندوق خانوم رفتيم فروشگاه ذهن زيبا براي خريدن چند تا كتاب كتاب انتخابي توسط دخملي اين بود

 

كتاب تصوير پردازي خيلي خوبي داشت و ميشد با انگشت چشمهاي خرچنگ رو حركت داد . شب خواستم اين كتاب رو براش بخونم دهنم از تعجب باز مونده بود غمگین باورتون نميشه اشعار اين كتاب چقدر مضحك و بي ادبانه بود هزينه اين كتاب بيست هزارتومن بود كه به جرات ميتونم حتي هزارتومن هم ارزش ادبي نداشت من و همسري شك شده بوديم كه اين كتاب چطوري اجازه چاپ پيدا كرده آخه كدوم شاعري اين قدر ميتونه بي ادب باشه.

كتاب بعدي اين بود

يه جاييش نوشته بود كاش يه خري پيدا شه بپره تو شيكمم يا بيت بعديش اين بود كه تو قور قوري يا گاوي 

تمام اين كتاب حرفهاي بي ادبانه و تمسخر و توهين به شخصيت ها بود كه واقعا واسه شاعرش متاسفم 

با پيگيريهايي كه انجام دادم متوجه شدم كه جلوي انتشار اين كتاب گرفته شده و چاپ مجددش با شاعر ديگه ايي در دست اقدامه اما چرا بايد اين كتاب از اداره ارشاد مجوز بگيره عصبانی 

[ چهارشنبه 3 شهريور 1395 ] [ 8:51 ] [ ماماني ]

[ ]

25 مرداد ماه تولدم بود و من 35 ساله شدم خطا فكر كنم پير شدم غمگین 

البته تولد به اسم من بود ولي به كام گلشيد خانوم .جشن

همسري بدجنس اينقدر شمع گذاشته بود روي اين رولت بدبخت كلي هم به خاطر تعدادش با خواهرش به من خنديدنسکوت  

[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ 9:16 ] [ ماماني ]

[ ]

[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 9:12 ] [ ماماني ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه